سلام دوستان
این دفعه یه کم متفاوت تر مینویسم ببینم اینجوریش رو میپسندین یا خدای نکرده خوشتون نمیاد و پیغام میذارین که :" مهدی ننویسی سنگین تری " به هر حال اگر هم خوشتون نیومد بگین، من که قرار نیست ننویسم فوقش یه مدل دیگه مینویسم
چه طرز سخن گفتن است ، آرامتر آقا!
حالا نشد که نشد ، بی خیال ، ای بابا...
چرا شُکوهِ غزل را به شِکوه آلودی؟
متن ِغزل که هیچ ، عشق را چرا حالا؟
مگر که سرخ تر است، خونت از فرهاد؟
هزار چون تو کسی بُرده این جفاها را
ببین که حیف نیست ، عمر اندکمان
خراب ِغم شود و بعد ، تا ابد ، لا لا...
مهدی بیا بخند و زنو، شعرعاشقانه بگو
چیزی بگو، پر از آتش، به رنگ دریاها
خوب امیدوارم پسندیده باشین ، حقیقتش من خودم هم دیگه از اونجوری غمناک نوشتن خسته شده بودم این و نوشتم که اگه شده یه ذره راه ماه از اون حال و هوای غم زده بیاد بیرون .... راستی واسه دلخوشی به خودم میگم " مهدی تولدت مبارک " . سر حال و سلامت و دلشاد باشین همگی
|